تبليغاتX
ChEt BOY
دوشنبه 16 آذر1388
... یه چیز دیگه ست

دوستت می دارم،

برای همه ی دخترها و پسرهایی که با بقیه دخترها و پسرها فرق دارند. باشد که همیشه برای هم با بقیه فرق داشته باشند.

و براستی چه بسیارند دختران و پسرانی که مثل بقیه نیستند،

تقریبا به تعداد افراد روی زمین (آیکون کنایه با زهرخند به گه بودن گیتی)

+ HeSaM
پنجشنبه 12 آذر1388
باد ما را با خود خواهد برد
مرا به خاک نسپرید، لاشه ام را بسوزانید،

به بادَم بسپرید، رهایم کنید چون قاصدکی رقصنده در باد،

به سنگی محصورم نکنید، با مرزها محدودم نکنید،

من از بادم، بی خانمان، سر به هوا، آزاد،

نمی خواهم کسی بر مزارم آید،

مزاری نمی خواهم،

عمری در مزار خویش زیستم و اکنون می خواهم بکنم از این خاک غریب،

من از بادم

به آسمان می روم

مزاری نمی خوهم...

 

 

+ HeSaM
جمعه 29 آبان1388
گذران
-من که پیش دانشگاهیم به درس گذشت.

+منم پیش دانشگاهیم به گه گذشت.

-پس خیلی خوب بوده.

+آره، بهترین سال زندگیم بود.

پ.ن: پیاده روهای پاییزی با کُلدپِلِی چند برابر می چسبد.

+ HeSaM
یکشنبه 24 آبان1388
معتادان بی نام
اصولا ما افرادی هستیم معتاد.

ترک هم نمی کنیم و قبول نداریم اعتیادمان را.

جهان تشکیل شده است از تعدادی معتاد،

جهان خود معتاد است به معتادانی که اعتیادشان جنس نشئگیه جهانست.

جنس جهان همان اعتیاد جهانیانست.

 اعتیاد جهانیان، نشئگی جهان.

و جهان هماره نشئه است...

 

+ HeSaM
سه شنبه 19 آبان1388
بر سر سردر
هر شب طی مسیر برگشت از دانشگاه، در محفل دوستان، یکی از دانشجویان فهیم بانگ برمی دارد که: «ااا، امروزم تموم شد، معلوم نشد چه گهی خوردیم.» و سایر دانشجویان به نشانه تایید سر خود را به شدت تکان می دهند. و آنگاه یکی دیگر از دانشجویان مشتاق سینه سپر، سر برمیاورد و اینگونه به جمع خطاب مب کند: « آقا خدایی دیگه از فردا کلاسا رو جدی بگیریم، باز آخر ترم به گه خوردن می افتیما!». و اینبار حضار با شدتی بیشتر سر به تایید می گردانند، تا فردا شب که باز همین ماجراست...

از این روایت هرشبانه اینطور دستگیر می شود که اصولا جوانان ما چکیده ای هستند از عناصر اراده، آینده نگری و صد البته همت و پشتکار. همچنین حضور پر رنگ و تاثیر گذار «گه» در زندگی دانشجویان تامل بر انگیز است.

و همینطور علت اصلی انواع اسپاسم، آرتروز و شکستگی ستون فقرات در نواحی گردن، مقدار بالای همدلی، همفکری و هم قَسَمی جوانان مذکور می باشد.

+ HeSaM
جمعه 15 آبان1388
سلسله واشکافیهای یک درونگرا

جعبه های کادوی تو در تو رو دیدید؟ همینایی که هر کدوم رو که باز می کنی باز یه جعبه کوچکتر توش هست. خوب حالا فک کنید که من توی کوجکترین جعبه بودم و تو این خودشکافیهای اخیر طی هر مرحله جعبه ای رو که توش بودم باز می کردم و تو یه جعبه بزرگتر قرار می گرفتم.

فکرش رو بکنید که هر جعبه ای رو که می شکافم تو یه سیاهیه مطلق قرار می گرفتم و باید کلی تلاش می کردم تا ببینم جعبه ی دیگه ای هست یا نه، و همینطور دریدن جعبه جدید هم سختتر می شد.

ولی دیگه می ترسم. می ترسم بیشتر پیش برم.  می ترسم از سیاهی های بعدی. می ترسم که به خلاء برسم. می ترسم جعبه ی آخری وجود داشته باشه و بعدش هیچی. 

و خسته شدم. هرقدر که پیش می رم احساس فرسودگی بیشتری می کنم. احساس می کنم پیر شدم. نمی خوام ادامه بدم. اصلا نمی خوام ببینم، می خوام یه کم، فقط یه کم مث بقیه حال کنم...

پس برمی گردیم به اصل اول قانون اساسی chetboy و کلا به چیزم. و تا اطلاع ثانوی فکر کردن تعطیل.

+ HeSaM
یکشنبه 19 مهر1388
کارگران مشغول کارند... فعلا
زدیم خودمونو شکافتیم، حالا لاشه و آت و آشغالش ریخته رو زمین. یه مدتی وقت می خواد تا جمع و جورش کنم و تمیز کاری های مربوطه...

فعلا نخواهم بود، تا شرایط روحی مناسب برسه.

و از تمامی دوستانی که به وبلاگشون سر نمی زنم تو این مدت پیش پیش پوزش می طلبم.

می روم، اما بر خواهم گشت.

فعلا تمام

+ HeSaM
چهارشنبه 15 مهر1388
که صدسال زنده باشی
می خوام بگم یعنی کسی هست که آدم بیشتر از اون دوسش داشته باشه؟ یعنی ممکنه کسی بیاد تو زندگیت که بیشتر از اون دوسش داشته باشی؟ منظورم اینه که بجز این، رابطه ای تو دنیا هست که عشق رو بشه باهاش تعریف کنی؟ یعنی بجز این چیزی هست که بشه صداقتو باهاش معنی کنی؟ یعنی کسی تو دنیا هست که بیشتر از اون دوسِت داشته باشه؟ همینطوری الکی هم دوسِت داشته باشه؟ هیچ انتظاری هم نداشته باشه؟

قویا و شدیدا رفیق بی کلک، مادر.

-این آهنگها به جهت گیتار سولوهای شاخشون اکیدا توصیه می شن:

one. گیتاریست کرک همت، گروه متالیکا

comfortably numb. گیتاریست دیوید گیلمور، گروه پینک فلوید

sultans of swing. گیتاریست مارک نافر، گروه دایر استریتس

ice. گیتاریست اندرو لاتیمر، گروه کَمِل

+ HeSaM
جمعه 10 مهر1388
می دونی؟ -می دونم
چقدر زجر آوره ببینی کسی چیزی رو که باید ببینه، نمی بینه. و وقتی که خیلی دیر شد جلوی چشمهاش میان و تازه اون موقع است که می فهمه ندیدتش، اما وقتی که دیگه دیر شده.

و شکنجه آورتر از اون اینه که ببینی خودت یه جیزایی رو نمی بینی.

می دونی نمی بینی و باز نمی بینی. چیزهایی رو که باید ببینی.

 

-فیلم( the wall ). نمایشنامه (داستان خرسهای پاندا به روایت یک ساکسیفونیست که دوست دختری در فرانکفورت دارد) و کتابهای سه گانه پل استر با رعایت نکات زیر توصیه می شود.

the wall رو وقتی ببینید که بعدش تا چند روز کاری نداشته باشید و نخواید از خونه بیرون برید.

نمایشنامه رو یه کله بخونید و پست مدرن بودنش رو مد نظر قرار بدید.

سه گانه رو با تعمق بخونید. شاید یه پست راجع به استر و نوشته هاش بنویسم، اگه حال  داشتم.

پ.ن: از اون موقع که این توصیه ها رو می نویسم همه میان راجع به اینا کامنت می ذارن و پست اصلی رو بیخیال می شن. شاید دیگه توصیه ننویسم.

+ HeSaM
یکشنبه 5 مهر1388
لیکن چه چاره؟
آره آقا. آسمون همه جا یه رنگه.  به فرض همه جام آبیه. قبول.

 ولی آسمون به ما چه ربطی داره؟ مگه نه اینکه ما تو این زمین لعنتی راه می ریم و همه جای این زمینم گند و گه برداشته. مام تا زانو رفتیم تو این کثافت. کثافتی که خودمون درسش کردیم، خودمونم توش زندگی می کنیم. روز به روزم این گند بیشتر و بیشتر می شه. کم کم داره می رسه به خرخره مون، همین روزاست که تو کثافت خودمون غرق شیم.

ای کاش فرشته ها رو زمین بودن، ما رو بغل می کردن و با خودشون  می بردن تو آسمون. تو همون آسمونی که همیشه و همه جا آبیه. ولی نه. اگه فرشته ها رو زمین بودن اونام فرو میرفتن تو همین لجنی که ما درست کردیم، اونوقت به بالهای اونام گند زده می شد. اونام مث ما به این زمین زنجیر می شدن.

ای کاش آدما گند نمی زدن به خودشون، ای کاش  زمین همه جا و همیشه سبز بود...

-واقعا اعصاب ندارم این روزا

-در راستای کار فرهنگی این ترانه ها توصیه می شه:

جبر جغرافیایی،از نامجو

تو آب، از آبجیز

comfortably numbو marooned  از پینک فلوید

take this waltz از leonard cohen

 

 

+ HeSaM